ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى
119
مجمع التواريخ ( فارسى )
علم شدهء مقدس را بدوش افتخار نهاده تا دار السياده رسيدند ، عتبهء عاليهء دار الحفاظ را تقبيل نموده ناصيه ساى سدهء رفيعهء حرم ملائك خدم شده بعد از اذن پروانهوار بر گرد مرقد مقدس آن شمع باغ هشت بهشت امامت گرديدند . بعد از اداى زيارات و معمولات ضريح مكلل بجواهر كه نادر شاه به جهت مقبرهء خود ترتيب داده بود و زياده از سى هزار تومان ارزش داشت و فى الواقع در نزد عقلا نصب او در آن روضهء مقدسه مناسب مينمود همان روز نياز درگاه ملائك سپاه حضرت امام الأنس و الجن نمودند و نذورات و انفاقات بخدمه و سكنه و اهل استحقاق آن درگاه زياده از حد و مر نموده با فرخى و جاه مرخص شده عازم راه مقر سلطنت شدند ، تا سه روز در شهر و محلات و اسواق سكنه و كدخدايان شهر و ريش سفيدان محلات شهر را آيين بسته بسور نامحصور مشغول بودند و در آن جشن خدمات و خلاع و انعامات به قدر رتبهء هر كس عنايت فرمودند كه بتسويد معظم آنها پرداختن را لازم ديد . تفصيل آن بدين موجب است كه خدمت توليت آستانهء عرش اشتباه جناب عالم پناه روحى فداه را بسلطان داود ميرزا پسر اكبر خود عنايت فرمودند و ميرزا محمد امين ولد ميرزا شمس الدين محمد موسوى را بنيابت توليت معين نموده متمكن فرمودند و خدمت صدارت ممالك را بنواب ميرزا محمد مقيم كه در آن وقت در دار السلطنهء اصفهان بود دادند و خدمت صدارت خاصه را بميرزا محمد شفيع همشيره زادهء خود كه او نيز در اصفهان بود عطا فرمودند و به جهت آنها خلاع و عطايا درخور اين خدمات حكم ترسيل يافت و امير علم خان خزيمه را بوكالت مطلق دولت عليه تقرر دادند ، قلمدان مرصع و چارقب « 1 » وزارت و علم و خلعت فاخره و خنجر مرصع و پنج رأس اسب با زين و لجام مرصع و طلا و پنج اسب ديگر كوتلى عنايت فرمودند و احمد خان بيات را به خدمت قورچى باشى گرى سربلند ساخته و بخلعت فاخره و شمشير و خنجر مرصع با
--> ( 1 ) - اين كلمه تركيست بمعنى لباس كه در گريبان و اطراف دامن آن زردوزى شده باشد و بامرا و وزرا اختصاص داشته .